close
تبلیغات در اینترنت
(شیوه های موثر در زمینه تدریس احکام (نماز – روز....)

گیل فان | دنیای فیلم و سریال

http://www.gilfun.ir/

(شیوه های موثر در زمینه تدریس احکام (نماز – روز....)

تدریس احکام,درس معارف,شیوه صحیح درس معارف,شیوه حیح تدریس درس معارف,درس معارف در ایران,شیوه های صحیح تدریس معارف

(شیوه های موثر در زمینه تدریس احکام (نماز – روز....)

تدریس احکام,درس معارف,شیوه صحیح درس معارف,شیوه حیح تدریس درس معارف,درس معارف در ایران,شیوه های صحیح تدریس معارف

-->
(شیوه های موثر در زمینه تدریس احکام (نماز – روز....)
خلاصه داستان :

(شیوه های موثر در زمینه تدریس احکام (نماز – روز....)

 

 

چکیده :

اِلهیات یا خداشناسی یا یزدان‌شناسی ادای برهان درباره خدا است. این عنوان می‌تواند به خوانش دیگر موضوعات دینی نیز اشاره کند.همچنین الهیات مطالعه انتقادی مفاهیم درباره خدا و ماهیت ایده های دینی است.الهیات به عنوان یک رشته مضبوط دانشگاهی در دانشگاه ها،سمینارها و مدارس دینی تعلیم داده می شود

 

 

 

گوستین قدیس معادل واژه لاتین الهیات theologia را چنین تعریف می کند:«استدلال و بحث درباره خدا».";[۲] ریچارد هوکر الهیدان انگلیسی الهیات را به عنوان «علم امور الهی» تعریف کرده است..[۳] این واژه می تواند در عین حال به طیف گوناگونی از رشته ها و حوزه های مطالعاتی اطلاق شود.[۴] الهیدانان صورت های گوناگونی از استدلال ها و و تحلیل های مختلف فلسفی،کلامی،تاریخی و تجربی را به کار می برند تا از شمار زیاد موضوعات دینی دفاع کنند،یا از آن ها انتقاد کنند یا آن ها را بفهمند و تبیین کنند.

سازمان صنایع دفاع جمهوری اسلامی ایران با نام اختصاریساصد در زمینه طراحی و تولید تجهیزات نظامی برای نیروهای مسلح ایرانفعالیت می‌کند.

صنایع نظامی ایران تحت عنوان قورخانه در سال ۱۳۰۴ ه. ش با تولید تفنگ برنودر مرکز شهر تهران (توپخانه) فعالیت خود را آغاز نمود. از حدود سال ۱۳۲۰ اداره تسلیحات در محل مهماتسازی فعلی تاسیس شد و حدود ۶ سال بعد کارخانه مسلسل سازی در خیابان پیروزی به عنوان اداره مرکزی تسلیحات راه اندازی گردید. از حدود سال ۱۳۴۰ ساختار اداری تسلیحات نیز دگرگون و به سازمان صنایع نظامی تغییر نام داد و با خرید تکنولوژی تولید فشنگ‌های ۷.۶۲، تفنگ ژ۳، تیربار ام ژ۳، خطوط تولید باروت و مواد منفجرهدر سه مجموعه (مهماتسازی، مسلسل سازی و شیمیایی پارچین) فعالیت‌های تولیدی خود را گسترش داد.

 

 

 

 

واژگان کلیدی: الهیات ، خداشناسی ، یزدان شناسی ، صنایع نظامی ، نیرو های مصلح

 

مقدمه :

بعد از آغاز جنگ ایران و عراقو آغاز تحریم‌های اقتصادی و نظامی علیه ایران، ایران هیچ چاره‌ای جز تکیه به صنایع نظامی خودی برای تعمیر و ساخت جنگ‌افزار نداشت. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز با مداخله و بر عهده گرفتن برخی وظایف به این کار کمک کرد و پس از مدت‌ها صنایع دفاعی ایران بصورت رسمی شکل گرفت و وزیر دفاعایران سرمایه زیادی را برای راه‌اندازی صنایع موشکیاختصاص داد و بعدها ایران مهمات موشکی بسیاری ساخت.

از سال ۱۳۷۱به بعد ایران توانست که انواع محصولات مورد نیاز نظامی خود مانند تانک، نفربر، موشک، زیردریاییو هواپیمای جنگندهبسازد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

الهیات در یونان

واژه تئولوژی در انگلیسی از واژه ی یونانی تئولوژیا(θεολογία) مشتق شده است.خود واژه تئولوژیا از تئوس(Θεός), به معنای خدا و لوژیا(-λογία)[۱۲], به معنای گفته ها و حکمت ها و اندرزها بکار می رفته است.لوژیا با واژه لوگوس مرتبط است است که به معنای واژه،گفتار یا استدلال است.این واژه پس از آن به لاتین به صورت تئولوژیاtheologia و وارد زبان فرانسه به صورت تئولوژی théologie می شود.[۱۳] معنایی که این واژه در انگلیسی دارد بخش اعظمی از آن معنا مربوط به معادل های لاتین و یونانی است که در کاربرد های مسیحی پدرشناسی یا پدرشناسی(پاتریولوژی) و تاریخ الهیات مسیحی بکار رفته است. به نظر می رسد اولین کسی که واژه الهیات را بکاربرده،افلاطون در رساله جمهوریت است که واژه میتولوژیθεολογία را در دهان سقراط گذاشته است.[۱۴].ارسطو فلسفه نظریه را به سه بخش ریاضیات،طبیعیات یا فیزیک و الهیات تقسیم کرد. نزد ارسطو،الهیات مطابق با متافیزیک بود که در مورد گفتار درباب الوهیت بود. [۱۵]منابع رواقی همچون مارکوس وارو بیان می کنند که می تواند سه نوع گفتار و بحث در باب امر الهی را از هم متمایز کرد:میتولوژی که در ارتباط با اسطوره ها و خدایان یونان بوده است،عقلانی که مربوط به تحلیل فلسفی خدایان و جهان شناسی است،و مدنی که در باب اداب و رسوم دینی عام است.[۱۶]

الهیات در مسیحیت

برخی از مولفان مسیحی همچون ترتولیان قدیس و قدیس آگوستین این سه استعمال را مد نظر داشته اند.[۱۷]در دست‌نوشته‌های کتاب مقدسواژهتئولوگوس وجود دارد که پیوند نزدیکی با تئولوژیا دارد.در عنوان مکاشفه یوحنااین عبارت شامل این واژه بکار رفته است:apokalypsis ioannoy toy theologoy یعنی"مکاشفه ی یوحنایی تئولوگوس".لوگوس در اینجا به معنای گفتاری عقلانی نیست بلکه به معنای "واژه" یا "کلام" است،کسی که از واژگان خدا سخن می گوید..[۱۸]در منابع یونانی مسیحی آباء کلیسا، تئولو ژیا به معرفت الهام شده از ذات الهی،یا تعالیمی درباب ماهیت الهی در معنایی محدود اشاره دارد.[۱۹]

پیشینه الهیات در یونان به دوران قبل از سقراطبرمی‌گردد. در زمان پارمنیدسکه او را پدر متافیزیکمی‌نامند الهیات و متافیزیک در هم ادغام شده بود و بحث متافیزیک پارمنیدس با الهام از عالم غیب بود. افلاطون و ارسطوبه ترتیب با مبنا قراردادن ایدهو واقعیت و نیز با جدا کردن مباحث عالم غیب از متافیزیک الهیات یونانی را از متافیزیک به طور جزیی جدا کردند اما مفاهیم استعلایی هنوز در متافیزیک افلاطون وجود داشت. در قرنهای بعد با بحث صرف درباره وجود در معنای کلی آن متافیزیک به طور کامل از الهیات جدا شد.

 

 

الهیات در اسلام

الهیات یعنی آنچه مربوط به الهباشد و علم الهی یکی از اقسام حکمتمی‌باشد چون حکمتشامل ریاضیات، طبیعی، و علم الهی می‌شود. علم الهی یعنی علم خداشناسیو خداشناسی در اسلام به معنی شناخت اللهو مقرباناوست (لغت نامه دهخدا؛ واژه اله). علم الهیات به معنای مصطلح و مفهوم عرف فلسفهو کلام، مباحثی است مربوط به شناخت خدا و اثبات وجود او و صفات جلال و جمال او، از صفات ثبوتیهو سلبیهو صفات ذات و فعل.

موضوع و مباحث الهیات اسلامی

مباحث و مسائل علم الهی یکی از متون حکمتاست، حکمت الهی به معنی اعم حکمت مابعدالطبیعه است. علم اعلی شامل عقل و آثار آن در عالم جسمانی و روحانی، واجب الوجود، وحدانیت و نعوت جلال و فضل و عنایت او، ماوراءالطبیعه می‌گردد و می‌توان گفت در الهیات از اثبات خدا و ادله‌ای که بر وجود او اقامه شده‌است و نیز صفات کمالیه او و افعال تکوینیو تشریعیاو که بر حسب حکمت و لطف، صدور آن از او به اراده و اختیار واجب است، بحث می‌کنیم. و همچنین از سنتهای الهی در عالم خلقت و تکوین و عالم تشریع و تکلیف و نتایج و غایات افعال الهی و از افعالی که از او صادر نمی‌شود و عنایات عامه و خاصه او نسبت به بندگان بحث می‌کنیم. در این مفهوم تمام مباحث توحیدی، نبوتو شرایع و فلسفه تشریع و معادو هر چه از جنود غیبی و ظاهری اوست، یعنی تمام علوم اسلامی وارد می‌شود.

سیر تاریخی علم الهیات اسلامی

الهیات در اسلام از ابتدای حیات دین اسلام آغاز شده‌است. ابن ابی‌الحدید که از دانشمندان اهل سنت می‌باشد می‌نویسد: حکمت و بحث در امور الهی فن احدی از عرب نبود و در کوچک و بزرگ آنها سابقه نداشت و نخستین کس از عرب که در این علوم خوض کرد علی بود که مباحث دقیق توحید و عدل در سخنانش پراکنده‌است. (نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید؛ ج۱۳؛ شرح خطبه ۲۳۱؛ ص۴۸). در فلسفه، علم الهیات به دو قسمت تقسیم می‌شود: الهیات به معنی اعم و الهیات به معنی اخص.

 

 

 

الهیات در مسیحیت

نوشتار اصلی: الهیات مسیحی

الهیات، به معنی خداشناسی است که مبین تعریف، توصیف و شناخت خدا در یک دین است. در الهیات مسیحی، بحث محدود به وجود خدا نمی‌ماند بلکه موضوعات دیگری نیز مورد مطالعه و تحقیق قرار می‌گیرند. موضوعات عمدهٔ الهیات مسیحی عبارت‌اند از: خداشناسی، مسیح‌شناسی، تثلیث، نجات‌شناسی، کتاب مقدس و آخرت‌شناسی.

مسیحیت در اوایل ظهور طی چهار قرن، دین یکه تاز میدان نبود و می‌بایست با اندیشه‌های فلسفی و عقاید دینی سراسر امپراتوری روم، مصر و فارس مبارزه کند. در جریان این کشمکش‌ها الهیات مسیحی بنا شده، رشد کرد و شکل گرفت. بعد از قرن شانزدهم نیز دستخوش اندیشه‌های دوران روشنگری (Enlightenment) و آزاداندیشی بوده و به همین دلیل است که تاثیر الهیات مسیحی به‌صورت گسترده بر جوامع شرق و غرب مشهود است. آزادی بیان و فکر در دنیای امروز غرب امکان این را فراهم آورده تا هر فرقه و حتی هر کلیسا، الهیات مختص و منحصر به‌خود را شکل دهد. به همین دلیل ناممکن است که تعریف واحد از الهیات مسیحی ارایه داده شود که بتواند تمام دیدگاه‌های موجود فرقه‌ها و کلیساها را دربرگیرد؛ ولی، این به معنای اختلاف و تضاد کلی میان این دیدگاه‌ها نیست. همهٔ کلیساها در موضوعات عمده دین مسیحیت باهم هم‌نظر اند. آنچه الهیات کلیساها را از هم جدا می‌سازد، اختلاف‌ها بنیادی نیست، بلکه تفاوت‌های فرعی است.

مناسب است الهیات مسیحی را از دو جنبه بطور فشرده مورد بررسی قرار دهیم؛ یعنی از دیدگاه الهیات محافظه کار و الهیات لیبرال یا آزاداندیش.

موضوعات مورد بررسی ما اینها اند:

الهیات به مثابه یک رشته مضبوط دانشگاهی

تاریخ مطالعه الهیات در موسسات آموزش عالی به قدمت خود این موسسات است.برای نمونه تاکسیلا،مکان اولیه برای آموزش ودایی بوده است و محتملا به قرن ششم قبل از میلاد یا قبل تر باز می گردد.[۲۰] آکادمی افلاطون که در آتن در قرن چهارم قبل از میلاد بنا نهاده شد،به نظر می رسد شامل موضوعاتی در زمینه الهیات بوده است.[۲۱]تایسوه یا آکادمی سلطنتی آموزش در چین تعالیم کنفوسیوس را در قرن دوم قبل از میلاد تعلیم می داده است.[۲۲]مدرسه نصیبین مرکز یادگیری مسیحی از قرن چهارم پس از میلاد بود.[۲۳] نالاندادر هند مکانی برای آموزش های عالی بودایی در قرون 5 و 6 پس از میلاد بوده است.[۲۴] دانشگاه قرویین در مراکش،[۲۵]و دانشگاه الازهر مصر مرکز یادگیری اسلامی در قرن یازدهم بوده اند.[۲۶]دانشگاه های مدرن غربی از نهادها و مدارس رهبانیت و علی الخصوص مدارس کلیسایی اروپای غربی در دوره قرون وسطای عالیهاست.

خداشناسی الهیات

مسیح‌شناسی Christology

تثلیث

تثلیث یکی از اعتقادات بنیادین مسیحیت است که بر اساس آن خدای یگانه در سه شخص خدای پدر، خدای پسر (که در عیسی مسیح تجسم پیدا کرد) و خدای روح‌القدس می‌باشند. این سه ذات یکسانی داشته ولی از هم متمایز می‌باشند.

نجات‌شناسی رستگاری‌شناسی

کتاب مقدس

آخرت‌شناسی _فرجام‌شناسی

الهیات محافظه کار، الهیات رسمی تقریباً همه فرقه هاست (ارتودکس، کاتولیک، پروتستانت و فرقه‌های غیروابسته). محافظه کاران، چه معنوی باشند و یا مدرن، الهیات و تعلیم پدران کلیسا را حفظ می‌کنند. الهیات لیبرال آنگونه که از نامش پیداست، بیانگر دیدگاهای آزاد کلیساها و افرادیست که الهیات رسمی مسیحی را نمی‌پذیرند. آنها طرفدار مکتب اصالت عمل پراگماتیسمهستند که ادعا دارد ایمان باید در چوکات جهان ایده و ایدئالیسم مطالعه شود که در جهان ایده هیچ چیزی ثابت و قطعی نیست بلکه نسبی. همچنان ایمان باید در محدوده فریضه‌های معقول و استدلال منطقی باقی ماند.

خدا در الهیات مسیحی

خدا در الهیات مسیحی صرفاً یک قدرت نامحدود نیست بلکه خدا دارای شخصیت است. خدا در ماهیت اش درای صفات ذاتی و اخلاقی است. بحث ماهیت خدا وحدانیت را نیز دربر می‌گیرد. وحدانیت خدا در الهیات مسیحی به این معناست که فقط و فقط یک خدا وجود دارد. یک موجود الهی که شایسته پرستش و عبادت است. خدا آفریدگار و معمار تمام کاینات و خلقت است. تمام خلقت، در نهایت، تحت فرمان و اراده‌ای او می‌باشد. خدا حکمفرمای مطلق در خلقت است که هیچ نیازی ندارد.

ویژگی فقه شیعه این است که فتواهایی هماهنگ با اندیشه های فطری، فراگیر و بدیهی بشر ارائه می کند که فتوای رهبر معظم انقلاب در خصوص تحریم ساخت و استفاده از سلاح های هسته ای از همین دست است.
 
دستور رهبر انقلاب در رابطه با بمب هسته ای
این فتوا به لحاظ اهمیت، تأثیرگذاری و تازگی، چنان برجسته شد که رسانه های جهان مجبور به انتشار آن شدند، اگرچه شیطنت هایی را از همان آغاز برای تحریف و کاستن اثر آن آغاز کردند. مسأله «فتوا» و نقش فقه اسلامی در تامین سلامت و امنیت جهانی در مصاحبه ها و مقالات مختلفی از سوی اندیشمندان جهان ارائه شد و همچنین در گفت وگوهایی که در شبکه های مختلف بین المللی پخش شد، به شدت مورد توجه قرار گرفت. به گونه ای که حتی برخی رسانه های وابسته به نظام سلطه به خاطر اینکه این موضع را تحریف کنند، موضوع «تقیه در اسلام» یا «تغییر فتوا»ی مجتهدان را بخاطر زمان و مکان مطرح کردند.
 
تاکید چندباره مقام معظم رهبری بر این فتوا به عنوان منطق مذهبی و سیاسی ایران در مذاکرات رسمی دیپلماتیک موجب شد تا فضای بین المللی تحت تاثیر اندیشه های اسلامی قرار گیرد. همین مساله یعنی توجه به یک فتوای دینی در مذاکرات سیاسی، یک برگ برنده برای ما و همه مسلمانان است، مخصوصا از این جهت که سیاست به مفهوم رایج آن در دنیا، با اخلاق، دیانت و صداقت نسبتی ندارد.
 
سنگ اندازی غربیان در راستای کم اثر نشان دادن این استراتژی طبعاً نتوانست از اهمیت پیام و فتوای مقام معظم رهبری بکاهد، اما به نظر می رسد باید در حوزه های کارشناسی، هم از دید مذهبی و هم از دید حقوق بین الملل و اصول انسانی و تعهد جمهوری اسلامی به تعهدات بین المللی، موضوع را مورد کنکاش قرار دهیم تا از آثار خوب آن در حوزه خلع سلاح و سیاست جمهوری اسلامی بهره ببریم.
 
در این راستا سرویس اندیشه خبرگزاری رسا، نشست علمی دیپلماسی اجتهادی با موضوع «بررسی حرمت ساخت و استفاده از سلاح های هسته ای با تمرکز بر فتوای مقام معظم رهبری» را با حضور حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی، مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و حجت الاسلام محمدرضا باقرزاده، عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار کرد. آنچه در پی می آید گزارشی از این نشست علمی است.
 
*
تصور آثار تخریبی بمب اتم، حکم حرمت ساخت آن را در پی دارد
 
یکی از مباحث روز، بحث فتوای مقام معظم رهبری درباره تحریم تولید و استفاده از سلاح های کشتار جمعی و به طور خاص سلاح اتمی است، گفت: طبعا در محیط های علمی درباره مبنای این فتوا بحث هایی صورت می گیرد و جای آن دارد که از مبانی مختلف فقهی این دیدگاه سخن به میان بیاید و رسانه ها در این خصوص سهم ویژه ای دارند.
 
در این زمینه دو مقوله وجود دارد؛ یکی برخورداری از انرژی هسته ای و امکان بهره گیری از دانش هسته ای در شکل بومی آن که طبق اسناد بین المللی و نظر آژانس بین المللی انرژی هسته ای هر کشوری حق داشتن آن را دارد و تفکیک دولت ها به دارا و ندار یک امر گذری است، چرا که کشورهای دارا باید کمک کنند تا کشورهای ندار به آن دست یابند و در حقیقت این حق برای کشورهای ندار به رسمیت شناخته شده است. در این خصوص هم از جهت حقوقی و هم از نظر اسلامی می توان طرح بحث کرد.
 
از نظر اسلامی می توان به آیه های زیادی در این باره استناد کرد، مثل آیه «هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا». منابع انرژی برای همه است و حق ملت هاست که این نعمت های خدادادی را مورد استفاده قرار دهند و در این مورد نیازی به اجازه دیگران ندارند. همچنین می توان به آیه های «ولقد مکناکم فی الارض و جعلنا لکم فیها معایش» یا «وسخر لکم ما فی السماوات و الارض» استناد کرد.
 
بحث دیگر در این رابطه مساله سلاح هسته ای است. در این باره کسانی که قرار است در خصوص وضعیت فقهی سلاح هسته ای ارائه بحث و تحقیق کنند، باید شناخت موضوع را در اولویت قرار دهند، چون اگر کسی نداند بمب هسته ای چیست و آثار تخریبی آن چگونه است و شعاع تاثیرات نامطلوب و زیانبار آن در طول و عرض حیات بشری چیست و چه آثاری بر نسل هایی که بعدها می آیند دارد و در زمان انفجار چه وسعتی از انسان ها و زمین را نابود می کند، اساسا حکم درستی هم از اسلام نمی تواند استنتاج و ارائه کند. از این رو خوب است تعاملی بین دانشگاه و حوزه صورت گیرد و دانشگاهیان ابعاد زیانبار این سلاح را برای کسانی که در معرض استفتا و تحقیق فقهی هستند بازگو کنند تا موضوع برای صدور حکم در ذهن کسانی که محقق این رشته هستند شفاف شود.
 
به هر حال سلاح هسته ای با سلاح های متعارف فرق می کند؛ هم محیط زیست را به شدت تخریب می کند، هم بر انسان ها و ژنتیک انسانی و نسل او آثار بدی دارد. امروز پس از گذشت سالها از انفجار اتمی هیروشیما می بینیم که آثار مخرب آن هنوز باقی است و هم اکنون می بینیم وقتی اورانیوم را به صورت ضعیف شده هم بکار می برند آثار منفی به جا می گذارد.
 
تولید سلاح به فرموده حضرت امام خمینی(ره) از شؤون حکومت است و هر حکومتی باید بتواند از خودش دفاع کند گفت: اما این که کشورها حق تولید چه سلاحی دارند تابع یک سری اصول اخلاقی است و در حقوق بین الملل و حقوق اسلام ابزار و وسیله دفاع از کشور نباید توجیهی شود برای این که ملت ها دست به تولید تجهیزاتی بزنند که امنیت جهانی را مختل می کند، چرا که این نقض غرض است. یعنی کشورها نباید برای حفظ امنیت خود دست به تولید و انباشت سلاح هایی بزنند که این سلاح ها امنیت آنها را بیش از دشمنشان تهدید می کند.
 
حجت الاسلام باقرزاده با بیان این که حتی کشورهای دارای این سلاح ها هم از گزند و خطرات بکارگیری آن مصون نیستند و ممکن است دشمنانی که این سلاح را ندارند به روشی آن را در درون کشور دارا بر علیه آن کشور به کار گیرند، اظهار داشت: این بدان معناست که کشورها نباید به بهانه دفاع از حاکمیت ملی به خودشان حق بدهند، این سلاح را داشته باشند کما این که امروز برخی کشورها با همین استدلال، این سلاح را تولید و انباشت انبوه و حتی خرید و فروش می کنند، در حالی که این خلاف اصول انسانی است.

تولید بمب هسته ای امنیت جهانی را به مخاطره می اندازد
 
وی با اذعان به این که داشتن سلاح هسته ای داشتن یک وسیله غیر اخلاقی و مخرب است و هیچ کشوری حق ندارد به بهانه امنیت خودش حیات بشری را به خطر بیندازد، گفت: مبانی تحریم تولید سلاح هسته ای، برخی حقوقی و برخی فقهی است و معمولا اینها بر هم منطبق است یعنی آنچه را که حقوق بین الملل در خصوص سلاح هسته ای می گوید، فقه هم آن ها را تایید می کند.
 
عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به وجود آیاتی از قرآن اشاره کرد که بر اساس آن تولید، نگهداری و به کارگیری سلاح هسته ای ممنوع است و افزود: از جمله آیه «و یتولی سعی فی الارض و یهلک الحرث و النسل» برخی از انسان های شرور را قرآن اینگونه توصیف می کند، اینها کسانی هستند که به دنبال افساد در زمین می روند تا حرث و نسل را نابود کنند. مصداق این قضیه خروج آلمان در جنگ جهانی اول و دوم از جامعه ملل بود که به محض خروج شروع به اقدامات ضد امنیت و صلح بین الملل و نسل کشی کرد.
 
حجت الاسلام باقرزاده بکار بردن سلاحی که تر و خشک را با هم می سوزاند، مصداق افساد فی الارض دانست و گفت: در بکارگیری سلاح هسته ای انسان هدف را تعیین نمی کند، بلکه هدف توسط آن سلاح تعیین و از کنترل انسان خارج می شود، مثل این که کسی در خانه اش به بهانه دفاع از خود بمبی منفجر کند که تا چهار منزل اطراف آن را ویران می کند، این خلاف جوانمردی و اخلاق است. امروز در فضای بین الملل از just war یا moral war بحث می شود که به معنای جنگ اخلاقی یا جنگ عادلانه است. از آموزه های اسلامی میتوان جنگ جوانمردانه را به دست آورد.
 
*
جنگ جوانمردانه یک اصل در اسلام است
 
اصل اولی در اسلام دوری از جنگ است، اظهار داشت: لکن اگر مسلمانان مجبور به جنگ و دفاع از خود شدند، نباید نامردانه بجنگند، زن و بچه را بکشند، حیوانات را قلع و قمع کنند، خانه ها را ویران کنند. مزارع را آتش بزنند، پیران و سالخوردگان و زنان و بچه ها را آسیب برسانند، جنگ جوانمردانه با تولید سلاح هسته ای سازگار نیست. این که مقام معظم رهبری حکم به تحریم می کنند، بخاطر این است که در واقع تولید سلاح هسته ای مصداق افساد فی الارض است.
 
«یهلک الحرث و النسل» یعنی چراغی که برای من نمی سوزد، نباید برای دیگری هم بسوزد، کسانی که دارنده و تولید کننده سلاح هسته ای هستند، استدلالشان این است که دنیایی که نمی خواهد برای ما بگردد اصلا نمی خواهیم که بگردد و این مصداق همین آیه است.
 
*
فتوای رهبری ناشی از مبانی صریح فقهی است
 
مبنای مقام معظم رهبری در فتوای تحریم تولید سلاح هسته ای بیش از آن که سیاسی و غیر از این که زمان مند و مکان مند و مصلحت مدار و بر اساس تقیه باشد، ناشی از مبانی صریح پذیرفته شده اسلامی است و کسی نباید شک و شبهه کند که این بحث حکومتی است. مبانی فقهی ما اقتضای حرمت تولید و به کار گیری سلاح هسته ای را دارد، بلکه به گمان من هر کس گوشه ای غیرت، اخلاق، و عدالت داشته باشد نمی تواند حکم به جواز این کار بدهد.
 
در زمان های قدیم با شمشیر می جنگیدند و کم کم اسلحه های گرم مثل توپ و تانک، ساخته و به کارگیری شد که هدف را از فواصل چندکیلومتری شناسایی و مورد اصابت قرار می دهد، امروزه این یک نرمال است و توپ و خمپاره و موشک اگر به منطقه هدف اصابت کند، در جامعه جنگی به گونه ای پذیرفته شده است و منطق اسلامی هم نمی گوید اگر دشمن تانک و توپ داشت، ما همچنان با شمشیر بجنگیم، این معقول نیست. آنچه در دین اسلام منع شده، استفاده از سلاح هایی است که کشتار جمعی ایجاد می کند و فرقی نمی کند این سلاح شیمیایی باشد یا میکروبی یا هسته ای، موضوع فتوای مقام معظم رهبری این است.
 
مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به این که اگر انسان قدری موضوع را بشناسد، بر همین اساس حکم خواهد کرد، اظهار داشت: فرض کنید بمبی در یک لحظه 50 هزار نفر را نابود می کند و تا نسل های بعد هم آثار ماندگارش که به شکنجه شبیه است، باقی می ماند. هر کس این آثار را ببیند یا درباره آن اطلاع داشته باشد، قطعا حکم به تحریم تولید چنین سلاحی خواهد داد.
 
یاید بررسی شود که مبانی فقهی تحریم مقوله ای شرعی است یا عقلی و آیا عقل به تنها یی آن را می فهمد و اگر شرع حکم می کند در راستای حکم عقل است یا حکم متمایزی دارد؟ خاطرنشان کرد: گرچه عقل حکم به ناپسندی این کار دارد، اما ممکن است همان هایی که با عقل مادی خود حکم می کنند با همان عقل خود توجیه کنند که برای حفظ امنیت باید سلاح هسته ای داشته باشند و در جنگ متقابل اگر رقیب چنین سلاحی دارد، من هم باید داشته باشم، در حالی که شریعت می گوید ولو دشمنت داشته باشد چون کار ناپسندی است ما حق نداریم داشته باشیم. در جنگ اگر دشمن اسیر ما را کشت ما حق نداریم اسیر او را بکشیم. اگر کشته های ما را مثله کرد، ما حق نداریم کشته های او را مثله کنیم و مواردی از این قبیل.
 
*
حرمت تولید سلاح های کشتار جمعی سابقه ای تاریخی در فقه شیعه دارد
 
مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تاکید بر این که در آموزه های دینی ما بر حرمت تولید سلاح هسته ای تاکید شده و طبیعتا عقل هم بر آن گواهی می دهد، گفت: با توجه به این که بحث فقهی است، ممکن است این سوال پیش بیاید که آیا بحث سلاح هسته ای یک مساله مستحدثه است و سابقه ای در کتاب و سنت و فتوای علما ندارد یا این که مسبوق به سابقه است و می توان از آیات و روایات و فتاوای فقهای پیشین حکم آن را استخراج کرد. باید گفت با این که بحث بمب اتم یک بحث نوپدید و جدید است، اما موارد مشابهی در فقه دارد، از جمله القاء سم در فضای کفار. فرقی ندارد که سم را در آب بریزیم یا در فضا پخش کنیم تا هر کس از پیر و جوان و نظامی و غیر نظامی آن را استنشاق کرد از بین برود. چنانچه از روایات ما بر می آید با آتش نباید دشمن را عذاب کرد، ولی در فرض ضرورت اشکالی ندارد. در جنگ، کشتن زن ممنوع است ولی اگر زن مبارزی بود که مبارزه نکردن با او جنگ را مغلوبه می کند، استثنا شده و می توان با او جنگید، ولی در مساله القای سم، هیچ استثنایی وجود ندارد و مطلقا ممنوع است. چون هدفمند نیست و هر کس استنشاق کند از بین می رود، پس روشی ناجوانمردانه است.
 
اگر فتوای مقام معظم رهبری درباره حرمت ساخت، نگهداری و استفاده از سلاح هسته ای را تبار شناسی کنیم، سابقه آن را در دیدگاه فقهای گذشته می بینیم و فقهای امروز هم اگر با این موضوع مواجه شوند همین حکم را می دهند.
 
در منطق جنگ در جهان غیرمسلمان، هدف وسیله را توجیه می کند، از این رو استفاده از هر وسیله ای برای غلبه بر دشمن مجاز خواهد بود، ولی اسلام معتقد است که هم هدف و هم وسیله مهم است و تنها از وسیله ای می توانیم استفاده کنیم که شریعت آن را تضمین و تایید کرده باشد. درست است که باید بر دشمن غلبه داشته باشیم و «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» اما به هر روش و وسیله ای نه. برای همین در روایات داریم که اگر دشمن در حال فرار است او را از پشت نزن، آب را بر او نبند، درختان را آتش نزن، حیوانات را آزار مده، اسلام روش جوانمردانه و شرافتمندانه را در جنگ مجاز دانسته است.
 
*
مبانی حقوق بشردوستانه اسلام بر حرمت تولید سلاح هسته ای تاکید دارد
 
منطق اسلام می گوید به درختان و گیاهان آسیب نزن و آنها را آتش نزن، اسلامی که برای یک درخت تا این حد ارزش قائل است، چگونه می تواند برای انسان ها چنین حکمی کند که آنها را در حد وسیعی نابود کند. در مورد حیوانات هم همین ظرافت وجود دارد. به گونه ای که فقها گفته اند اگر شما مقداری آب داشته باشید و حیوان تشنه باشد، باید آب را به حیوان داد و با تیمم نماز خواند، یا در روایت آمده که اگر روی حیوان نشسته اید و با هم صحبت می کنید، از پشت حیوان پایین بیایید. یا حضرت امیر(ع) به ماموران خراج می فرماید مبادا حیوانات را بترسانید یا آنها را پی کنید. منطق اسلام درباره گیاه و حیوان اینگونه است، حال چطور ممکن است چنین دیدگاهی معتقد به جواز تولید و نگهداری سلاح هسته ای برای نابود کردن حجم وسیعی از انسان ها باشد؟
 
*
تولید سلاح هسته ای با اصل حیات انسانی منافات دارد
 
آیه قرآن این است که اگر یک نفر را بکشی، گویی تمام انسانها را کشته ای؛ اولا این آیه، ناپسند بودن نسل کشی را مفروع عنه گرفته که بحثی در آن نیست و کسی نباید چنین کاری را بکند. بالاتر اینکه اگر یک نفر را هم بکشی، کشتن این یک نفر حکمش شبیه نسل کشی است، یعنی حکم این دو در روایت با هم مشترک است. در بحث قصاص هم مساله حیات انسانی مورد توجه قرار گرفته است، چرا که قصاص انسان کشی را کم می کند و فلسفه قصاص یعنی حیات.
 
فقها گفته اند که در موارد خطر می توان تقیه کرد، مگر اینکه به خون و مرگ برسد که در این صورت تقیه جایز نیست. سوالی که اینجا مطرح می شود این است که این منطقی که برای حیوانات و نباتات و انسان چینن حرمت و کرامتی قائل می شود، چطور ممکن است حکم کند به جواز تولید سلاحی که نبات و حیوان، زن و مرد، کودک و بزرگ و حتی نسل بعد را از بین ببرد، از این مبانی چنین حکمی بر نمی آید، ولی در مبانی یهود چنین چیزی را می توان مشاهده کرد، چرا که انسانهای غیر یهود، موجوداتی درجه دوم و در زمره بهائم محسوب می شوند، ولی در منطق اسلام چنین چیزی قابل توجیه نیست تا بگوییم آیا می شود در این مساله تقیه کنیم یا نه.
 
*
فتوای رهبری درباره حرمت تولید سلاح هسته ای حکم اولیه است، نه حکم حکومتی
 
وی به اشاره به ادله ای از کتاب خدا، سنت و عبارات فقها در مورد ممنوع بودن تولید سلاح کشتار جمعی گفت: بین فتوای مقام معظم رهبری و حکم حکومتی ایشان تفاوت وجود دارد. ایشان درباره تولید سلاح هسته ای بر اساس ادله موجود در شریعت فتوا به حرمت داده اند که تغییر ناپذیر است، اما در حکم حکومتی، ممکن است امری فی نفسه جایز باشد، اما در زمان حاضر مصلحت نباشد، پس رهبری در این مورد فتوا داده اند نه حکم حکومتی و فتوا محدود به زمان و مکان نیست و حکم اولیه شریعت در خصوص سلاح کشتار جمعی است.
 
در ادامه حجت الاسلام باقرزاده با اشاره به این که هم تولید هم نگهداری و هم بکارگیری سلاح هسته ای خطرناک است، بنابراین، حکم حرمت هر سه را شامل می شود، افزود: در زمان حاضر حکومت ها مستاجرند و تحولات اجتماعی همواره عمر حکومت ها را تهدید می کند، دارا شدن یک حکومت به معنای تهدید همسایگان است، الان موجودیت اسرائیل متزلزل است و این که بعدها در این منطقه چه تحولاتی قرار است، رخ بدهد ابهام دارد.
 
وی با بیان این که از مجموع آیات و روایات بر می آید با وجود این که اسلام دفاع را یک حق مسلم برای ملت ها میداند اما بر جنگ جوانمردانه تاکید می کند، اظهار داشت: جنگ عادلانه از آموزه های وحی است نه از اندیشمندان غربی، در جریان هابیل و قابیل که قرآن مطرح کرده است، هابیل به برادرش می گوید: لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنی، ما أَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ ...، وحی حتی مقابله به مثل در این حوزه را جایز نمی داند و می گوید: «من دست به برادر کشی نخواهم زد ولو اینکه تو دست بلند کنی و خواسته باشی مرا بکشی» این سوال مطرح می شود که آیا هابیل نباید از خودش دفاع می کرد و قبل از اینکه برادرش او را بکشد پیشگیری بکند، هابیل نمی گوید: لا اقتلک، میگوید ما انا بباسط ... یعنی به قصد کشتن، دست روی تو بلند نخواهم کرد، این یعنی حاکمیت اخلاق. نام این برادر به عنوان انسان الهی باقی می ماند بخاطر همین رعایت اصول اخلاقی.
 
حجت الاسلام باقرزاده افزود: کسانی که می گویند به بهانه دفاع می شود سلاح هسته ای داشت حواسشان نیست. در جنگ جهانی، آمریکا با استدلال دفاع از خود در هیروشیما سلاح هسته ای بکار برد، الان چه کسی این استدلال را از آمریکا می پذیرد، هنوز هم مردم، عاملین این فاجعه را نفرین می کنند. اصلا نگاه نمی کنند چرا اینکار را کرد. ما به عنوان یک مسلمان می خواهیم جهان را زیر چتر توحید در بیاوریم، اما آیا با این وسیله؟ اصلا می خواهیم از خودمان دفاع کنیم آیا با این وسیله؟ مگر تنها راه دفاع کردن این است؟
 


*
ماندگاری ما مرهون جنگ نامتقارن است نه بمب اتم
 
عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) با اشاره به این که کسی را بیش از امام حسین(ع) مستحق دفاع سراغ نداریم، بیان داشت: آیا حضرت اباعبدالله(ع) نمی توانست آن موقع که هنوز لشکر دشمن نرسیده بود، آب را ببندد یا مسلم بن عقیل نمی توانست از پشت دشمن را بزند، اینها همه اخلاق جنگ را یاد می دهد، ماندن ما در ذهن بشریت به عنوان جامعه ستودنی و مدینه فاضله، مدیون رعایت همین اصول اخلاقی است و مصلحتی در داشتن سلاح هسته ای نیست. ضمن اینکه اساسا دلیل پیروزی ما تاکنون جنگ نامتقارن بوده است، دشمن چون خودش از سلاح های کشتار جمعی استفاده می کند، تصورش این است که ما بر اساس جنگ متقارن می خواهیم به این سلاح دست یابیم، در حالی که پیروزی و ماندگاری ما مرهون جنگ نامتقارن است، یعنی دشمن سلاح اتمی دارد، ما الله اکبر داریم، او سلاح میکروبی دارد، ما نماز شب داریم، او سلاح شیمیایی دارد، ما بسیجی مخلص داریم. اینها در جنگ 33 روزه و در جنگ 8 ساله مانده بودند که با چه کسی طرف هستند، همه تجهیزات را هم داشتند و استفاده هم می کردند، اما نام آنهایی ماند که مردانه جنگیدند، هواپیمای ما می رفت در منطقه دشمن تا یک پل را بزند، ولی تنها به این دلیل که یک ماشین شخصی از روی آن درحال عبور است، خود را به خطر می اندازد و چندین بار دور می زند، اینها باعث شد که جنگ ما ماندگار شود.
 
وی ادامه داد: در منطق اسلامی اصل بر پیشگیری از خونریزی و تلاش بر این است که اصلا جنگی شروع نشود، آن وقت ما بگوییم که در جنگ برای دفاع از خود جایزیم همه مردم یک شهر را بکشیم و همه چیز را نابود کنیم؟ اصل در اسلام وفای به عهد و معاهدات است، ما به معاهدات بین المللی در خصوص خلع سلاح پایبندیم، اینها شعار نیست، تاکتیک نیست، اینها استراتژی ماست، ما معتقدیم اگر یک کشور عضو یک معاهده شد، باید وفادار باشد، اصل مقابله به مثل فقط در مواردی جاری است که غیر انسانی نیست. اصل دیگر در اسلام اصل صلح پایدار است، یعنی عوامل تهدید کننده صلح باید از بین برود. سوال این است که آیا امروز با سلاح هسته ای، جهان صلح پایدار دارد و کشورها با هم مسالمت آمیز زندگی می کنند؟
 
حجت الاسلام باقرزاده بیان داشت: فلسفه و اهداف جنگ مشروع با سلاح هسته ای منافات دارد، هدف جنگ ما جذب انسان ها است و بکار گیری سلاح هسته ای باعث جذب انسان نمی شود. در اسلام، زهر پراکندن در آبها که نمونه ای از جنگ ناجوانمردانه است ممنوع شده و این یعنی سلاح شیمیایی. سیره نظامی پیامبر اکرم(ص) و معصومان یکی از ادله حرمت است، قاعده لاضرر هم از ادله ماست که مقرر می کند ما حق نداریم ضرر غیر قابل جبران و کنترل نشده ای را به بهانه دفاع بر دیگران وارد کنیم و این مساله در حقوق بین الملل از اصول کاردینال است. تولید، نگهداری و به کارگیری سلاح هسته ای باعث می شود نتوانیم قواعد حاکم بر جنگ را رعایت کنیم.
 
*
با استفاده از بمب اتم نمی توان اصل تناسب و تفکیک را رعایت کرد
 
عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) گفت: اصل تناسب از نخستین قواعد حاکم در جنگ است و با سلاح هسته ای نمی توان تناسب را رعایت کرد، چرا که در ازای خانه خود، شهر او را خراب می کنی، اصل تفکیک که بر اساس آن باید بین مکان های نظامی و غیرنظامی و افراد نظامی و غیرنظامی فرق گذاشت، با داشتن سلاح هسته ای رعایت نخواهد شد.
 
وی با رد شبهه تقیه در فتوای حرمت تولید سلاح هسته ای اظهار داشت: تقیه در صورتی است که انسان از هستی خود بترسد و یک مصلحت اهمی در بین باشد، ما در بکار گیری سلاح هسته ای و تولید سلاح هسته ای چه مصلحت اهمی بالاتر از اخلاق داریم؟ از آنجا که در کشورهای غربی، اخلاق از فرعیات به شمار می رود، فکر می کنند می توان در چنین مورادی تقیه کرد. در حالی که وقتی ما می گوییم مردانه می جنگیم، این تقیه نیست، اصلا اگر ما مردانه نجنگیم، چه تفاوتی با صدام و آمریکا و فاجعه آفرینان هیروشیما داریم؟
 
*
فتوای مقام معظم رهبری تغییر ناپذیر است
 
عضو هیات علمی موسسه امام خمینی (ره) با رد شبهه تغییرپذیری حکم حرمت ساحت سلاح هسته ای بیان داشت: حکم حکومتی دائر مدار مصلحت است، ما در آینده چه مصلحت اهمی از جنگ انسانی داریم؟ جنگ و صلح و زندگی ما انسانی است و بر این اساس، فلسفه وجودی ما هم حیات انسانی است، از این رو معنا ندارد به یک روش غیرانسانی متوسل شویم. اینجا اصلا جای حکم حکومتی نیست. روش ما هم در مبارزه، جنگ نامتقارن است، دشمن بجای این حرف ها باید فکر کند که چرا ایران قدرتمند است، چرا حزب الله و نهضت های آزادی بخش پیروز می شوند؟ علت آن داشتن سلاح هسته ای نیست، دلیلش ایدئولوژی، اخلاق، مکتب و معنویت ماست، این معنویت از بحث هایی است که برای آنها مخرب تر از بمب اتم است.
 
در ادامه حجت الاسلام ایزدی با اشاره به آیه «من قتل نفس کانما .....» و «ولاتزر وازرة وزر اخری» گفت: در اسلام کشتن فراگیر انسانها ممنوع است. همچنین هیچ کسی مشکلات و تبعات دیگری را قبول نخواهد کرد و اقتضای بمب هسته ای و کشتار جمعی این خواهد بود که اگر من امروز با کسی دشمن هستم، نسل بعدی تبعات آن را پذیرا خواهد بود، طبیعتا نباید به آن گردن بنهد، او باید نسبت به این قضیه مبرا باشد و حال اینکه لازمه جنگ با سلاح های کشتار جمعی این است که تبعات به نسل بعدی هم خواهد رسید.
 
وی به قاعده امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرد و بیان داشت: ما منکر را در مورد مسائل بسیار جزیی می دانیم و می گوییم باید از اینها نهی کرد، چه فکری بدتر و قبیح تر از اینکه با یک بمب صدهزار نفر به طرز فجیع از بین بروند و به همراه آن همه گیاهان و حیوانات و طبیعت نابود شود. این از مصادیق منکر است و اگر نهی از منکر یک مصداق داشته باشد این مورد حتما از مصادیق آن خواهد بود.
 
وی با اشاره به روایت معروف نبوی که هرگاه حضرت علی(ع) را برای جنگ می فرستاد توصیه هایی به ایشان می کرد، اظهار داشت: یکی از موارد آن، این بود که کشته ها را مثله نکنید، بچه ها را از بین نبرید، نخل ها را آتش نزنید و بوسیله آب آنها را غرق نکنید، درخت باردار را از بین نبرید، زراعت ها را آتش نزنید. حضرت علی از پیامبر نقل می کند که ایشان منع می کرد از اینکه ما سم در سرزمین مشرکین پراکنده کنیم، نه فقط در آب و غذا، بلکه حتی نباید در سرزمین ها پراکنده کنیم تا همه از بین بروند چرا که کاری غیر اخلاقی است.
 
حجت الاسلام ایزدهی بیان داشت: در کتاب های فقهی بحث القای سم یک مسئله دقیق است و با آنکه بسیاری از موارد ممنوعه مثل آتش زدن یا از بین بردن سپر انسانی استثناء دارد، مساله القای سم که کشتاری جمعی است، هیچ استثنائی ندارد.
 
وی ادامه داد: اگر هم باور داشته باشیم به اینکه استفاده از سلاح هسته ای جایز است که چنین باوری نداریم باز در منطق اسلام چیزی به نام وفای به عهد وجود دارد که بر اساس آن، با توجه به معاهدات بین المللی، ما نمی توانیم به سمت تولید آن برویم و این در سنت پیامبر(ص) بسیار پررنگ است. یکی از مفاد صلح حدیبیه این بود که اگر کسی از مسلمان ها از سرزمین مکه فرار کند و به مدینه بیاید، پیامبر اسلام(ص) موظف است وی را تحویل دهد، چندین مورد اتفاق افتاد که مسلمانان از سرزمین کفر فرار کردند و به مدینه آمدند و به پیامبر پناهنده شدند، پیامبر(ص) به آنها گفت شما باید برگردید و هنگامی که از مکه آمدند و آنها را با دست بسته و کشان کشان بردند، آن شخص پناهنده داد می زد که ای پیامبر(ص) مگر من مسلمان نیستم؟ چرا از من حمایت نمی کنید؟ منطق پیامبر این است که من وقتی با آنها قرارداد بستم، پای آن می ایستم، اگر قرار باشد انسان قرار داد را نقض کند، سنگ روی سنگ بند نمی شود.
 
حجت الاسلام ایزدهی اظهار داشت: اواخر جنگ وقتی حضرت امام خمینی(ره) قطعنامه را قبول کردند، مردم و برخی مسؤولان نزد ایشان رفتند و از ایشان خواستند به جنگ برگردیم. امام راحل گفتند: من قرار داد را قبول کردم و نمی توانم اخلاقا زیر حرفم بزنم.
 
*
سلاح هسته ای کاربردی جز حرام ندارد
 
وی تولید، نگهداری و استفاده از سلاح هسته ای را دارای یک حکم دانست و گفت: بر اساس مبانی فقهی، بحثی با عنوان آلات مشترک و آلات مختصه وجود دارد، مثل چاقو که از آلات مشترک است، هم برای پوست کردن میوه و هم برای قتل استفاده می شود، خرید و فروش و استفاده از چاقو در موراد حلال جایز است. اما اگر یک موردی باشد که فقط استفاده خاص داشته باشد و آنهم فقط در حرام باشد، مثلا در بحث موسیقی آلاتی که خاصه است، تولید، نگهداری و استفاده از آن حرام و خرید و فروشش هم حرام است، سلاح کشتار جمعی چنین چیزی است. نگهداری ابزاری که فقط استفاده حرام دارد با چه هدفی صورت می گیرد؟ وقتی می خواهید سلاحی را برای بعد روانی بازدارندگی نگهداری کنید، این بدان معناست که اگر مجبور شویم استفاده می کنیم وگرنه بازدارندگی ندارد و حال آن که بر اساس مبانی اصلا نمی شود از آن استفاده کرد.
 
حجت الاسلام ایزدهی بیان داشت: علاوه بر اینکه ساخت سلاح هسته ای حرام است، فروش آن به دیگران هم از باب اعانه بر اثم حرام خواهد بود، نگه داری آن هم چون لازمه اش استفاده است، حرام خواهد بود. از حیث واقعی و اجتماعی هم در روایات آمده که در آخر الزمان سلاح دشمنان از کار می افتد، شاید در گذشته این را به تصرف الهی در اسلحه آنها تفسیر می کردند، اما امروزه متوجه می شویم معنای آن چیست، دولت غاصب اسرائیل با اینکه این همه سلاح اتمی دارد، هرگز نمی تواند از آن استفاده کند، اگر سلاح هسته ای می توانست جلوی دشمن را بگیرد، همه آنهایی که این سلاح را داشتند، شکست نمی خورند. با این حال چرا باید برای چیزی هزینه کنیم که عملا نمی توانیم از آن استفاده کنیم؟
 
وی با اشاره به این که مبنای قدرت ما در ایمان و علم نهفته است، گفت: اگر در جهان سر بلند کردیم و اسلام پیروز شد، به خاطر همین دو عنصر است. ما در جنگ با نیروی ایمان جنگیدیم و رزمندگان ما پس از جنگ، تحصیل کردند و رشد علمی کردیم، بمب اتم ما همین بچه های مذهبی هستند که با اخلاق، رفتار و منطقشان با مردم حرف می زنند و انقلاب را صادر می کنند، مگر با بمب می توان انقلاب صادر کرد؟ در جنگ، قاعده اول، دعوت است که منطق اسلام را توضیح دهی، در مرحله بعد اگر مجبور شدی با دشمن مبارزه کنی. منطق ما بر اساس ایمان، اخلاق و دانش است و از داخل این منطق به هیچ وجه توجیهی برای تولید سلاح کشتار جمعی بیرون نمی آید.
 
حجت الاسلام ایزدهی بیان داشت: فتوای مقام معظم رهبری حکمی در راستای فتوای فقهای شیعه بر اساس همان تبار و مبانی است، از این رو حکمی فقهی است نه حکومتی، حکم اولیه است نه ثانویه و چون حکم ثانویه نیست، دایر مدار مصلحت دیروز و امروز نیست. چون حکم اولیه است تقیه در آن راه ندارد.
 
*
داشتن سلاح هسته ای قدرت نیست رذالت است
 
در پایان، حجت الاسلام باقرزاده در پاسخ به این سوال که بر اساس آیه و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة، هدف داشتن سلاح، ایجاد رعب و وحشت در دشمن است، آیا با توجه به این آیه، ما نباید این سلاح را داشته باشیم، گفت: موضوع آیه قدرت است، ولی آیه نگفته ما استطعتم من خباثة و رذالة، و نگفته هر رذالتی را می توانید علیه دشمن بکار بگبرید تا دشمن از شما بترسد، وقتی ثابت کردیم سلاح هسته ای از مصادیق قدرت نیست، بلکه از مصادیق حیوانیت و شرارت است، دیگر نوبت به بحث از داشتن آن نمی رسد. ما تکنولوژی هسته ای داریم و همین به ما قدرت می دهد. وقتی ما تکنولوژی هسته ای داریم، دشمن شبها خواب ندارد، لکن از این باب که کافر همه را به کیش خود پندارد، شب تا صبح خواب می بیند که ما داریم به صورت پنهانی بمب هسته ای تولید می کنیم، لکن ما این کاره نیستیم، وی ادامه داد: تکنولوژی هسته ای ذاتا اقتدار و قدرت می آورد. ما تکنولوژی در حد درصد بالا باید داشته باشیم، ولی این بدان معنا نیست که می خواهیم بمب تولید کنیم.
 
حجت الاسلام باقرزاده افزود: در دنیایی زندگی می کنیم که عقل بشری رو به رشد است و روز به روز کامل تر می شود و افکار عمومی بین المللی به سمت مطالبه گری و حقیقت خواهی می رود و در این فضا شاید دشمنان ما از نظر هسته ای تکمیل باشند و با فشار و تهدید و ابهام آفرینی ما را محکوم به مسائل موهوم کنند، لکن یکی از مصادیق قدرت در دنیای کنونی، قدرت دیپلماسی است، «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه» یعنی بروید تلاش دشمن برای این که شما را مثل خودش خبیث جلوه دهد، نقش بر آب کنید، ما باید با دیپلماسی قوی به مردم دنیا اثبات کنیم که ما آن چیزی که سران غرب می گویند، نیستیم، ما قربانی جنگ میکروبی و شیمیایی هستیم. بنابراین وقتی گفته شد سلاح هسته ای مصداق شرارت و رذالت است نه مصداق قدرت، این گونه سلاح ها، تخصصا از مصداق این آیه خارج می باشند.
 
عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) با اشاره به بیداری جهانی و به تبع آن بیداری اسلامی گفت: در جریان این بیداری، زمان سیاه نمایی ها به پایان رسیده است، لکن ما باید یک دیپلماسی بسیار فعال، پویا و روشنگر داشته باشیم تا بتوانیم افکار عمومی را تصحیح کنیم.

اخبار سینما

اخبار سینمای داخل و خارج

250 فیلم برتر

250 فیلم برتر از نگاه سایت imdb

نقد و بررسی

نقد و بررسی بهترین فیلم های جهان