close
تبلیغات در اینترنت
تحقیق سید جلال الدین اشرف علیه السلام

گیل فان | دنیای فیلم و سریال

http://www.gilfun.ir/

تحقیق سید جلال الدین اشرف علیه السلام

سید جلال الدین اشرف,بیوگرافی آستانه اشرفیه ,چرا آستانه اشرفیه ,آستانه زادگاه سید جلال الدین اشرف,زندگی نامه سید جلال الدین اشرف,جلال الدین اشرف در گیلان

تحقیق سید جلال الدین اشرف علیه السلام

سید جلال الدین اشرف,بیوگرافی آستانه اشرفیه ,چرا آستانه اشرفیه ,آستانه زادگاه سید جلال الدین اشرف,زندگی نامه سید جلال الدین اشرف,جلال الدین اشرف در گیلان

-->
تحقیق سید جلال الدین اشرف علیه السلام
خلاصه داستان :

تحقیق سید جلال الدین اشرف علیه السلام 

آستانه اشرفیه

 

بارگاه ملکوتی حضرت سید جلال الدین اشرفعلیه السلام  همانند خورشید فروزان بر تارک سرزمین همیشه سبز استان گیلان می درخشد و هر ساله هزاران نفر از دوستداران خاندان پیامبر6 از اقصی نقاط کشور جهت زیارت آن سید جلیل القدر می ایند. مرقد منورش در شهرستان آستانه اشرفیه از شهرهای شرقی استان گیلان واقع شده است. فاصله آن تا رشت 35 و تا لاهیجان 5 کیلومتر است.

در عظمت آن امام زاده عظیم الشأن همین بس که بزرگان و مراجع عالیقدر تقلید بالاخص فقیه اهل بیت ایةالله سیدشهاب الدین مرعشی نجفی نشان خدمتگزاری و خادمی آن حضرت را با کمال افتخار به سینه دارند

زادگاه

آن بزرگوار در سال 180 ق. در مدینة منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسی الکاظم علیه السلامو مادر پاکدامن و والامقامش «نجمه» است و ظاهراً کوچکترین فرزند از میان فرزندان امام هفتم به شمار می روند.

در نام مبارک آن حضرت اختلاف است. برخی او را حسن بن موسی الکاظم علیه السلامو برخی ابراهیم اصغر معروف به مرتضی، نامیده اند. در هر صورت برادر اعیانی امام رضا علیه السلام معرفی کرده اند.

اما ایةالله شیخ محمد مهدوی لاهیجانی مؤلف کتاب «سادات متقدمه گیلان» می نویسد: «نام سید جلال الدین اشرف، ابراهیم المرتضی اصغر ملّقب به جلال الدین است. او برادر اعیانی حضرت ولی الله الامام الثامن علی بن موسی الرضا علیه السلام می باشد برادر اعیانی یعنی برادر پدری و مادری ثامن الائمه:می باشند

لقب جلال الدین

بر مطالعه کنندگان تراجم و انساب و سیر و اخبار معلوم است که عده ای از سادات، به این گونه القاب ملقب بوده اند چه آنکه یکی از اولاد موسی بن جعفرعلیه السلام سید حسین ملقب به «علاءالدین» است که قبرش در شیراز است. پس ممکن است است لقب برادرش جلال الدین باشد که در بلده آستانه لاهیجان مدفون است.» و اما لقب اشرف را از عموی جدّ پدرش «عمر الاشرف ابن امام زین العابدینعلیه السلام اتخاذ نموده است. اما در حقیقت اشرف نشانه برتری و شایستگی او نسبت به سایر برادران و ملاک تمیز او از سایر جلال الدین ها در میان علویان محسوب می شود.»

سید جلال الدین اشرف در سه سالگی پدر بزرگوارش را (سنة 183 ق.) از دست داد و گرد یتیمی بر چهره پاک و معصومش نشست. او به مدد و همّت برادرش حضرت رضا علیه السلام درزادگاهش پرورش یافت و در سایة تربیت او مراتب فضل و کمال را طی کرد. علاوه بر این، از بس متقی، پرهیزگار، عالم، فاضل، و دارای اخلاق حسنه بوده که حضرت رضا علیه السلاموی را بی نهایت دوست می داشت.

سید جلال الدین در بغداد

در سال 201 ق. در حالی که 21 سال داشت برای دیدن برادرش امام رضا علیه السلام همانند بسیاری از سادات و علویان از مدینه به بغداد آمد و تا سال 204 در این شهر اقامت داشت. علت توقف آن حضرت در بغداد معلوم نیست ولی برخی از مورخان معتقدند که وی در بغداد به امر برادرش امام رضا علیه السلام مشغول به تبلیغ بود، تا این که در سال 203 ق. خبر شهادت امام رضا علیه السلام به او رسید و در این زمان سادات و بزرگان و شیعیان برای عرض تسلیت خدمت او رسیدند و برای اولین بار در آن مجلس مسأله نهضت و مقابله با حاکم ستمگر زمان مأمون عباسی مطرح شد و لذا سید اشرف در سال 204 ق. وقتی که مأمون از مرو عازم بغداد شد، آن شهر را ترک کرد و به ایران مهاجرت نمود و همانند اغلب سادات و علویان به نقاط امن ایران پناهنده شد و به صورت مخفیانه مشغول ترویج و تبلیغ شریعت محمدی و علوی گردید و مقدمات کار نهضت و قیام را فراهم می ساخت.

مهاجران آل ابی طالبعلیه السلام

خلفای عباسی که با استفاده از شهرت و محبوبیت آل ابی طالب و با طرح شعارهای فریبنده به قدرت رسیده بودند. از همان ابتدا علویان بالاخص امامان معصوم شیعه را سدّی برای پیشبرد اهداف و مقاصد خود می دانستند. بنابراین با تمام وجود سعی می کردند که آنها را از میان بردارند. البته هر وقت که لازم بود و موقعیت ایجاب می کرد، ظاهراً علویان پسر عموی عزیزشان بودند و هرگاه فرصتی دست می داد آنها را زندانی و شهید می کردند. مأمون همانند سایر خلفای عباسی وقتی خطر شورش علویان را در اوایل خلافت خود احساس کرد. جهت فرو نشاندن شورش های آنان، امام رضا علیه السلام را طبق نقشه ای به مرو دعوت کرد و مقام ولایتعهدی را به ایشان تفویض نمود و برای آن حضرت از مردم بیعت گرفت و تا حدی با این سیاست به تحکیم و تثبیت حکومت خویش پرداخت. اما افشاگری ها و مخالفت امام نسبت به اقدامات مأمون موجب شد که این خلیفه ستمگر عباسی چهره واقعی خویش را نشان داده و امام رضا علیه السلام را به شهادت برساند. از سوی دیگر وقتی خبر ولایت عهدی حضرت رضا علیه السلامبه مدینه رسید. علویان به شوق ملازمت آن حضرت و به جهت همکاری و تبلیغ و تحکیم دین مبین اسلام متوجه ایران شدند. اما شهادت حضرت رضا علیه السلامهمه آنان را غافل گیر کرد و به دنبال سخت گیری کارگزاران خلیفه عباسی در مناطق مختلف کشور، متواری و عده ای در نبردی نابرابر به شهادت رسیدند و گروهی از سادات همانند سید جلال الدین اشرف به کوهستان های گیلان پناهنده شدند و حتی حیله های مرموزانه مأمون همانند عزاداری، لباس سیاه پوشیدن، و ازدواج دخترش با حضرت جوادعلیه السلام که به منظور کاهش عکس العمل های علویان بود، مؤثر واقع نشد و شورش سادات در اقصی نقاط کشور بر علیه مأمون تداوم یافت

علت انتخاب گیلان

گیلان که بخش جلگه ای و نواحی ساحلی دریا را شامل می شد. بخش کوچکی از سرزمین پرآوازه دیلمانبود.پس از روی کار آمدن خلفای اموی و عباسی دیلمیان همواره در حال مبارزه با خلفا و مورد ظلم و تعدّی آنها بودند. دیلمیان از راه پناه دادن به آل علیعلیه السلام می خواستند به هر کیفیت شده خلفا را براندازند و مظلوم را یاری دهند.

از نوشتة ابوالفرج اصفهانی، چنین بر می اید علویان که جان آنان از ناحیه خلفا در معرض خطر بود با راهنمایی و توصیة برامکه به دیلمان پناه می بردند. وی می نویسد: «یحیی بن عبدالله بن الحسن پس از واقعة فخّ (محلی در نزدیکی مکه که در آنجا میان حسین بن علی بن الحسن با هادی عباسی در سال 169 ق. واقعة مرعوف رخ داد.) مدتی نهانی می زیست و گمنام در شهرها می گشت. فضل بن یحیی برمکی از مکان او مطلع شد، به وی پیغام داد که از آن مکان خارج گردد و آهنگ دیلمان بنماید و فرمانی نوشت که کسی در راه ها متعرّض وی نگردد. یحیی به طور ناشناس به دیلم رفت و او نخستین علوی مشهور از نواده گان امام حسن مجتبیعلیه السلام بود که به دیلم یا گیلان پناه برد. اما رواج اسلام در گیلان در زمان وی اتفاق نیافتاد.»

آل علیعلیه السلام که از اوایل خلافت بنی عباس از ناحیة آنان و عمالشان سخت در رنج و شکنجه بودند مهم ترین پناهگاهشان در ایران، ناحیة طبرستان و دیلمان بود. به خصوص ناحیة دیلم که هم صعب العبور بود و هم کوه های بلند و جنگل های انبوه و موقعیت اقلیمی ویژه منطقه باعث شده بود که جنگ و لشکر کشی و تصرّف آن از سوی دشمنان غیر ممکن باشد و مردم دیلم نیز از ایشان نگهداری و طرفداری می کردند. پناه بردن سادات علوی در زمان متوکل عباسی، یعنی در قرن سوم هجری شدت پیدا کرد و عدّه قابل توجهی از آنها خود را به نقاط امن دیلمان رسانیدند و مردم دیلم خصوصاً سرداران دیلمی که عباسیان را دشمن می داشتند، علویان را تحت حمایت گرفتند و وسایل زندگی و معیشت آنان را نیز فراهم ساختند. پناهندگان که به اصول عقاید علوی آشنایی داشتند در تماس و معاشرت با مردم دیلم، آنها را تحت تأثیر قرار داده و با تعالیم اسلام ناب محمدی آشنا ساختند.

اخبار سینما

اخبار سینمای داخل و خارج

250 فیلم برتر

250 فیلم برتر از نگاه سایت imdb

نقد و بررسی

نقد و بررسی بهترین فیلم های جهان